<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قرمه سبزی</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/</link>
<description>رایحه خوش قرمه سبزی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 06 Mar 2008 14:20:44 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حکومت به شیوه خودسازماندهی</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;- پيش نوشت: ببخشید طولانی است. امیدوارم حوصله خواندن داشته باشید. فکر کنم ارزشش را دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شايد بسياري نام ويكيپديا را شنيده باشند. ويكيپديا بزرگترين دانشنامه اينترنتي آنلاين است. اما شايد كسي باور نكند كه ويكيپديا 4 سال است كه كارخود را شروع كرده و تا سال گذشته تنها 2 كارمند داشته و اكنون توسط 8 نفر اداره مي شود. اما چگونه چنين چيزي ممكن است؟ ويكيپديا توسط آدمهايي در سراسر دنيا كه هيچ ارتباطي با يكديگر و نيز با ويكيپديا ندارند نگارش يافته است. در واقع هر كسي مي تواند مطالب ويكيپديا را ويرايش نمايد و يا مطلب جديدي به آن اضافه نمايد. اما نخستين سوالي كه در ذهن هر كس شكل مي گيرد ميزان اعتبار مطالب ويكيپديا است. اگر هر كسي اجازه داشته باشد كه مطالب را تغيير دهد طبق پيش فرض ذهني ما سنگ روي سنگ بند نمي شود! مجله &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Nature&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و بسياري ديگر از نهادها تحقيقاتي در زمينه ميزان اعتبار ويكيپديا انجام داده اند. به طور خلاصه اين نتايج نشان مي دهد كه به طور متوسط مقالات دانشنامه معروف&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بريتانيكا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Britanica&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ،3 غلط و مقالات ويكيپديا 4 غلط دارد. اين در حالي است كه حجم مطالب ويكيپديا بيشتر و طبيعتا به روزتر از بريتانيكا مي باشد. اما آيا امكان خرابكاري در ويكيپديا وجود ندارد؟ هر چند سابقه دارد كه اشتباهات فاحش و خنده داري در ويكيپديا به وجود آيد اما مقالات مهم آن كه بالتبع خوانندگان بيشتري دارند در كمتر از يك دقيقه اصلاح مي شوند. سوابق تغييرات حفظ مي شود و خوانندگان به محض مشاهده مشكل آنرا برطرف مي كنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ويكيپديا يك از نمونه از سيستمهاي خود سازمانده است. نمونه هاي بسياري از اينگونه سيستم ها را مي توان يافت. بدن ما نمونه ديگري از اين سيستمهاست. زماني كه دست ما زخم مي شود يا هنگامي كه باكتري به بدن وارد مي شود بدن ما خود به خود و بدون اينكه كار خاصي انجام دهيم التيام مي يابد. در واقع هيچ گونه نظارت خارجي وجود ندارد. سلولهاي نوك انگشت ما بدون اينكه يك ناظر خارجي از بيرون بگويد چگونه قرار گيرند و علي رغم اينكه هر يك عمر كوتاهي دارند، هميشه با يك نظم و ترتيب در كنار هم مي نشينند و اثر انگشت ما در تمام طول عمر ثابت است. سيستمهاي خود سازمانده خواص فوق العاده بسياري دارند من جمله طراحي بهينه (كمترين هزينه و بيشترين بازدهي)، قابليت تطبيق با تغييرات، پايداري بالا و... .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و بي سبب نيست كه خداوند تمام جهان را با بر اساس سيستمهاي خود سازمانده طراحي كرده است. خود سازماندهي امروزه در پيشرفته ترين موسسات تحقيقاتي جهان نظير &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;MIT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در حال بررسي است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمونه هاي ديگري از خود سازماندهي را مي توان در سيستمهاي اجتماعي يافت. تاكسي هاي تهران بر خلاف اتوبوسها مسيرهاي از پيش تعيين شده ندارند و بسته به اينكه چه مسيري مسافر بيشتري دارد مسير خود را انتخاب مي كنند. همچنين خلوت ترين مسير را در هر ساعت انتخاب مي كنند. به اين ترتيب، هم بيشترين حجم مسافر جابجا مي شود، هم در كمترين زمان ممكن به مقصد مي رسند و هم رانندگان بيشترين سود را مي برند. نحوه قرار گيري مغازه ها در سطح شهر نيز پيرو همين قاعده است. اگر مغازه اي جنسي را بياورد كه در آن محل خريدار نداشته باشد خود به خود ورشكست مي شود و نهايتا آن محل مغازه اي احداث مي شود كه بيشترين مقدار نيازهاي مردم را برطرف نمايد. در نقطه مقابل سازمانهاي دولتي را در نظر بگيريم. در اين سازمانها درآمد افراد وابسته به ميزان فعاليتي كه مي كنند نيست. يك كارگر اگر 100 قطعه توليد كند همان قدر حقوق مي گيرد كه 50 قطعه را توليد كند. بنابراين كاملا طبيعي است كه براي فرد تفاوتي نكند كه قطعه بيشتري توليد كند يا قطعه كمتري. اگر در شركت، سازمان و يا جامعه اي كارمندها كم كاري مي كنند چه كسي گناه كار است؟ مدير شركت يا كارگرها؟ اگر مغازه اي فروش بالايي ندارد و يا كشوري اقتصاد بيماري دارد چه كسي مقصر است؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;آنچه كه تعيين كننده رفتار يك سيستم خود سازمانده است، نحوه تعامل اجزا با يكديگر و با محيط است. يك ليوان آب، يا مقداري گاز را در نظر مي گيريم. سطح آب هميشه صاف است، هيچ كاري براي صاف شدن سطح آن لازم نيست انجام دهيم. در واقع هر كاري كه انجام دهيم اوضاع را بدتر مي كند. اگر آب روي زمين بريزد، خود به خود به پايين ترين نقطه مي رود، كسي مسير را نشان نمي دهد. حال اگر بخواهيم آب در مسير مورد علاقه ما قرار گيرد، بايد مانعي مقابل آن ايجاد كنيم و يا در واقع سد بزنيم. ميزان نيرويي كه به سد وارد مي شود برابر است با فشار آب. يا به عبارتي ميزان اشتياقي كه آب براي جاري شدن و مخالفت با مانع مذكور دارد. براي اينكه آب را به نقطه خاصي هدايت كنيم نصيحت كردن لازم نيست. تنها بايد نقطه مورد نظر را گود كنيم. براي اينكه آدمها كار مورد علاقه ما را انجام دهند نيازي به زور و اجبار نيست، بايد انگيزه لازم براي آن كار را فراهم كنيم. چنانچه اين كار را نكنيم اولا بايد دائما بر افراد فشار وارد كنيم و متقابلا فشار آنها را تحمل كنيم. ثانيا به محض قطع فشار سيستم فرو خواهد ريخت. اين كار مثابه نگاه داشتن يك توپ در بالاي كوه است كه با كوچكترين بادي خواهد افتاد در عوض توپي كه ته دره باشد، هميشه به محل اوليه باز مي گردد.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شايد مهم ترين دليل فروپاشي نظام هاي كمونيستي علي رغم اينكه در پي تحقق عدالت بودند و از شديدترين تدابير امنيتي استفاده مي كردند همين امر است. همچنين فساد گسترده اي كه در اين كشورها به وجود مي آيد (علي رغم هدف تعيين شده) به علت آن است كه راه هاي غيرقانوني منافع بسيار بيشتري را براي افراد فراهم مي آورد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال يك سوال اساسي مطرح است: آيا آدمها خوب هستند يا بد؟ اگر با وجود تمام نظارتها و مجازات ها در كشورهاي كمونيستي فساد گسترده وجود دارد، به معني آن است كه اكثر آدمها ميل به فساد دارند؟ در نقطه مقابل مي بينيم كه ويكيپديا با اينكه سيستمي كاملا باز دارد به سمت تعالي مي رود، اين يعني اكثر آدمها خوب هستند؟ در واقع آدمها نه خوب هستند و نه بد. آدمها آدمند! در شرايط عادي آدمها رفتاري معمولي دارند، خواه اين رفتار براي ما خوشايند باشد و خواهد نباشد. خواه بپذيريم و خواه انكار كنيم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در يك گاز در حالت عادي، مولكولهاي گاز به هر سو مي روند، همان تعداد مولكول كه به سمت بالا مي رود، به همان اندازه به سمت پايين و نيز به همان تعداد به چپ و راست. در نتيجه فشار گاز در همه جهات برابر است و مركز جرم گاز جابجا نمي شود. حال اگر بنا به دليلي تعدادي از مولكولهاي گاز در يك جهت بيشتر حركت كنند فشار گاز در آن جهت به شدت افزايش مي يابد، اين دليل مي تواند جاذبه زمين و يا چرخش يك پروانه باشد. اگر مولكوهاي گاز مي توانستند با هم حرف بزنند و هماهنگ و همجهت گردند نيز همين اتفاق مي افتاد. در اين حالت گاز به شدت از نقطه تعادل فاصله مي گيرد و در يك جهت شروع به حركت مي كند. اين روزها كه اكثر مردم مي خواهند براي شب عيد خريد كنند مي بينيم كه چقدر خيابانها شلوغ مي شود و اين وضعيت همان فاصله گرفتن از نقطه تعادل است. يعني مردم در وضعيت عادي كه در زمانهاي رندوم خريد مي كردند نيستند. اين فاصله گرفتن از نقطه تعادل مي تواند مخرب باشد و نيز مي تواند سازنده باشد. همچنين هماهنگي مي تواند خودجوش و يا توسط عامل خارجي باشد. هيتلر توانست توده هاي مردم آلمان را همجهت نمايد (هماهنگي توسط عامل خارجي) و جنگ جهاني به راه بياندازد و همچنين گاندي توانست با هماهنگ كردن مردم بر استعمار انگلستان پايان بخشد(نمونه هماهنگي مثبت). همه حكومتها از قدرت هم جهت شدن مردم آگاهند اما در مواجهه با اين موضوع دو راه مختلف را انتخاب مي نمايند. برخي از حكومتها دريافته اند كه ايستادگي در برابر توده مردم كاري دشوار است و هماهنگ با جريان جامعه حركت مي كنند و برخي ديگر كه اين راه را نمي پذيرند و مسير خود را از قبل انتخاب كرده اند ناگزير هستند كه از هر نوع هماهنگي ميان مردم جلوگيري نمايند. رسانه ها و مطبوعات آزاد، احزاب مستقل، &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;NGO&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ها، تشكلهاي صنفي و كارگري، شركتها و سرمايه داران بزرگ، جنيش دانشجويي، ملي گرايي و قوميت گرايي، اديان و اعتقاد و... در اين حكومتها دائم سركوب مي شوند تا جامعه مسير دلخواه حاكمان را طي نمايد. حتي اين حكومتها مي كوشند تا وضع ظاهر افراد را نيز يكسان كنند تا عدم تعادل و حركت در جهت خاصي ايجاد نشود. اين حكومتها مايل نيستند هيچ حزبي شكل گيرد. حتي افراد درون حاكميت و معتمدان خود را به تناوب عوض مي كنند تا از شكل گيري هر حزب و گروهي جلوگيري نمايند. دائما خبر خيانت عده اي را مي توان در اين حكومتها شنيد. اين حكومتها نيازمند نيروي نظامي گسترده هستند تا كنترل جامعه را در دست گيرند (مانند سدي در برابر آب) و براي اينكه نيروهاي نظامي عليه خودشان قدرت نگيرند برخي را مسئول مراقبت از برخي ديگر قرار مي دهند. ( در آلمان نازي، اس اس، گشتاپو، ارتش و... وجود داشت. يا مثلا در ايران ارتش، سپاه، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، اطلاعات ارتش، اطلاعات سپاه) اين حكومتها اساسا طبقه اي را برتر و شايسته تر از طبقه ديگر براي حكومت مي دانند و جهت كاهش فشار مردم و همراه كردن آنها با خود غالبا از يك ايدئولژي بهره مي گيرند و فقط از نيروي نظامي و اطلاعاتي استفاده نكنند. ايدئولوژيهايي نظير نژاد پرستي (آلمان نازي و آفريقاي جنوبي)، كمونيسم (روسيه، چين، كوبا) اسلام (ايران، عربستان صعودي). اين حكومتها هرگونه فاصله گرفتن از جهت تعيين شده خودشان را سركوب مي كنند و حلقه خود را دائم تنگ تر و تنگ تر مي كنند، اقليتها هر قدر هم كه نزديك به ايدئولژي حاكم باشند روزي سركوب خواهند شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از ديگر راه هاي سريع هماهنگ كردن مردم در يك جهت واحد، بهره گيري از يك دشمن است. در اين جكومتها هميشه حالت فوق العاده وجود دارد. (سوريه 40 سال است كه حالت فوق العاده اعلام كرده است.) بنابراين اين حكومت ها خود دست به ايجاد بحران مي زنند تا بتوانند توجيه لازم جهت سركوب را فراهم آورند (تسخير سفارت، تحريك اسرائيل، ايجاد آشوب در عراق و...). حتي اگر دشمني وجود نداشته باشد با تحريك سعي در به وجود آوردن آن مي كنند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما آيا اين حكومتها هميشگي هستند؟ نكته جالب توجه در اين حكومتها اين است كه دائما عده اي از دايره حاكميت رانده مي شوند. در نتيجه بدنه حاكميت دائما باريك تر و باريك تر مي شود و از سوي ديگر افرادي كه در بازي قدرت مشاركت داده نمي شوند با يك جرقه روزي وارد عرصه قدرت مي شوند. اين فرآيند انقلاب نام دارد و ممكن است آرام و يا خشونت آميز باشد. در جريان انقلاب 57 نيز از سويي قشر متوسط جامعه كه قدرت مند نيز شده بود از دايره حاكميت بيرون نگه داشته مي شد و از سوي ديگر تنها تشكل موجود، جامعه روحانيت بود كه با فروپاشي نظام به واسطه فشار نيروي طبقه متوسط حاكميت را در دست گرفت. نهايتا تمام حكومتهاي ديكتاتوري فروخواهند ريخت. اما تضميني براي وجود جايگزين مناسب وجود ندارد. اين حكومتها تنها مي توانند با اعطاي امتيازات ويژه به حاميان خود و نيز سركوب مردم عمر خود را قدري طولاني نمايند اما با پايان يافتن منابع ماليشان كه مسلما مبتني بر تجارت آزاد (شيوه طبيعي تجارت مطابق اصل خودسازماندهي) نيست فروخواهند ريخت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2008 14:20:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دست آخر سور زد</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>به تقلید از مرجع بزرگوار (هویت ما) بنده هم مطلب دزدی گذاشته ام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شعری فوق العاده از «هادی خرسندی» نازنین. پیشاپیش از امت حزب الله بابت استفاده از الفاظ قبیحه نظیر پاسور و سور طلب مغفرت دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اي عجب با ملت ما هرکسي پاسور زد ------ دست آخر سور زد&lt;BR&gt;بر خلاف حکم بازي، سور خود با زور ------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;&lt;A name=more&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt;آنکه مي‌گفتند اصلاً ناشي است و تازه‌کار------- نيز بيزاز از قمار&lt;BR&gt;دستگرمي، سور اول را ز راه دور زد -------- دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بي‌بي دل‌هاي مردم، صيغه شد بهر طرف ------ آمد آقا از نجف&lt;BR&gt;روز اول، دم ز آزادي و صلح و نور زد------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلق احساساتي ما، دلزده از ماسبق ---------- پشت هم دادش ورق&lt;BR&gt;او پي حفظ تنوع، سور خود با زور زد ------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد ِ آقا، نوچه‌هايش وارد بازي شدند --------- يک به يک راضي شدند&lt;BR&gt;هريکي سوري مطابق با همان دستور زد ---- دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفت خاج آورد آن شيخي که بار پسته داشت ------ ثروتي شايسته داشت&lt;BR&gt;ثروتش افزون شد و سوري که زد کيفور زد ------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيخي آمد با عباي نازک و تور سفيد ------------ حيله و مکرش جديد&lt;BR&gt;خنده بر لب سور خود را با ادا و عور زد ------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيخ توي حوزه و رمال در کنج دکان ------ مطمئن شد سورشان&lt;BR&gt;حجت الاسلام قاري در کنار گور زد ------- دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هم گداي روضه‌خوان، هم &quot;سيد صيغه‌بيار&quot; ------ سورشان شد برقرار&lt;BR&gt;هم مقام رهبري زد، هم رئيس جمهور زد ---------- دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توده‌اي هم اين ميان با داس خود آمد جلو ------ گفت شد وقت درو&lt;BR&gt;سور خود با عذر المأمورم و معذور زد------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الغرض، هرکس که آمد، چون امام اولي ------ سور زد بي‌معطلي&lt;BR&gt;پس دلش از بهر سور آخري هم شور زد ------ دست آخر سور زد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هاديا ديدي که هر ليلاج پست خالبار ------ کرد دستش را دراز&lt;BR&gt;آس ما کش رفت و &quot;ده‌لو خوشگله&quot; را تور زد ------ دست آخر سور زد&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Mar 2008 21:42:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات، از آمریکا تا ایران و از شرکت تا تحریم</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;این
روزها به موازات بررسی صلاحیت نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در ایالات متحده بحث
انتخاب کاندیداهای ریاست جمهوری در جریان است. خالی از فایده نخواهد بود تا مقایسه
ای میان این دو انتخابات داشته باشیم.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;پس
از انتخاب ریاست جمهوری احمدی نژاد، وزارت کشور فیلمی را منتشر نمود که به مصاحبه
با کاندیداهای ریاست جمهوری که رد صلاحیت شده بودند می پرداخت. دهقان و قالی باف و
روستایی که روزگاری جمهوری اسلامی داعیه دفاع از آنها را داشت توسط خبرنگاران دوره
شده و مورد تمسخر قرار می گرفتند. بدیهی است که هدف وزارت کشور از انتشار این فیلم
تهیه برنامه کمدی نبود و تنها به دنبال آن بود تا نشان دهد در صورتی که تائید
صلاحیت کاندیداها توسط ایشان صورت نگیرد چه افراد بی صلاحیتی به صحنه انتخابات
وارد خواهند شد.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;البته
شکی نیست که هر کسی صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد و حتی شرکت آنها در انتخابات
اتلاف هزینه و زمان است (بگذریم از اینکه به طریق اولی احمدی نژاد و سایر
کاندیداها نیز صلاحیت نداشتند). اما مساله این است که آیا راه دیگری جهت بررسی
صلاحیت افراد وجود ندارد؟ آیا اگر شورای نگهبان نباشد هر کسی می خواهد رئیس جمهور بشود؟&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;در
سایر نقاط جهان بررسی صلاحیت افراد چگونه صورت می گیرد؟&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;در
ایالات متحده فرد معمولا به نمایندگی از حزب خود در انتخابات شرکت می نماید. حتی
نماینده حزب توسط افراد خاصی معرفی نمی شود و پیش از انتخابات، مردم از میان چند نامزد
احتمالی کاندیدای مورد نظر خود از آن حزب را انتخاب می نمایند. علاوه بر این شرکت
در انتخابات مختص به احزاب نیست و چنانچه فردی بخواهد به صورت مستقل شرکت نماید
این امکان فراهم است مشروط بر آنکه تعداد مشخصی امضا از مردم اخذ نموده باشد. حتی چنانچه
فردی قادر نباشد این تعداد امضا را جمع کند باز هم می تواند در انتخابات شرکت
نماید مشروط بر آنکه وثیقه ای در حد بخشی از دارایی های یک فرد عادی را بسپارد که
در صورت موفقیت وی در انتخابات وثیقه مسترد خواهد شد و در غیر اینصورت جهت جبران
هزینه های انتخابات ضبط خواهد گردید.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;حتی
فراتر از تائید صلاحیت ها، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با حمایت یک قشر سرمایه
دار انتخاب نمی شود. به موجب قانون انتخابات کاندیداها نمی توانند از هیچ فرد حقیق
یا حقوقی بیش از 2000 دلار کمک جهت تبلیغات انتخاباتی انتخاب نمایند. حتی قادر
نخواهند بود در برنامه تلوزیونی که با سرمایه یک شرکت خاص تهیه شده است شرکت
نمایند. نمایندگان رقیب از یک سو، مطبوعات از سوی دیگر و مسئولین برگزاری انتخابات
و قوه قضاییه ایالات متحده ضامن صحت اجرای مقررات هستند. سوای اشکالاتی که ممکن
است در انتخابات آمریکا وجود داشته باشد این شیوه در هر جای دیگر دنیا قابل پیاده
سازی است. &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;در
سوی دیگر جهان در کشور ما انتخابات به یک کمدی – تراژدی شبیه است. بگذریم از اینکه
بسیاری اساسا نمی توانند حتی در انتخابات ثبت نام نمایند و بگذریم از اینکه حتی
کسانی که در دوره قبلی نماینده مجلس و یا وزیر بوده اند نیز صاحب صلاحیت نیستند. شورای
نگهبان که مشخص نیست صلاحیت خود را از کجا احراز کرده است به بررسی صلاحیت
نمایندگان می پردازد. سوال اصلی اینجاست که چنانچه شورای نگهبان قادر است صلاحیت
یا عدم صلاحیت افراد را تائید نماید دیگر چرا انتخابات برگزار می نماید؟ چرا
بهترین فرد یا افراد را خود انتخاب نمی کنند، کما اینکه در مورد رهبر مجلس خبرگان
چنین می کند. مضافا چه نیازی به بررسی صلاحیت نمایندگان است زمانی که کل نمایندگان
با ساعتها بررسی قانونی را تائید می نمایند و شورای نگهبان می تواند بدون هیچ توضیحی
آن قانون را رد نماید و حتی لایحه بودجه را مخالف با شرع تشخیص دهد. جالب تر از
این، حتی پیش از آنکه موضوعی به شور گذاشته شود رهبر جمهوری اسلامی می تواند با
حکم حکومتی خود آن موضوع را اساسا از دستور خارج نماید. واقعا چه نیازی به مجلس
است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://irapic.com/ref.php&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://irapic.com/uploads/1203384428.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href=&quot;http://irapic.com/ref.php&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;پاسخ
این پرسش بسیار آشکار و بدیهی است. جمهوری اسلامی تنها به جهت حفظ ظاهر در صحنه
سیاست خارجی اقدام به برگزاری انتخابات می نماید. از رد صلاحیت نوه آقای خمینی تا حکم
حکومتی رهبر در مورد قانون مطبوعات نشان می دهد که کار جمهوری اسلامی از تعارف با
مردم ایران گذشته است و هر کاری را که لازم بداند انجام می دهد و تنها دغدغه ایشان
حفظ ظاهر در خارج کشور است.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;زمانی
که نمایندگان ما اساسا در لیست نمایندگان تائید صلاحیت شده و حتی رد صلاحیت شده وجود
ندارد، زمانی که حداکثر حد تحمل رژیم مجلس ششم است که در نهایت گرفتار حکم حکومتی
رهبر و فیلتر دائمی شورای نگهبان خواهد شد، زمانی که پیشاپیش نمایندگان انتخاب شده
اند و حتی تعداد شرکت کننده ها نیز از سوی وزیر کشور اعلام شده است و زمانی که جمهوری
اسلامی برای حفظ بقای خود نیازمند برگزاری نمایش انتخابات است آیا ما هم در این
نمایش شرکت خواهیم کرد؟ &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;زمانی
که می بینیم علی رغم تمام انکارها تک تک نظرات کشورهای خارجی برای جمهوری اسلامی
مهم است و زمانی که فریادمان به جایی نمی رسد و حتی هاشمی رفسنجانی نیز می خواهد
به خدا شکایت کند، یکی از موثر ترین استراتژیها کمک گرفتن از سازمانهای بین المللی
با ارسال نامه و جمع کردن امضا جهت اعمال نظارت بین المللی برای برگزاری یک انتخابات
آزاد و منصفانه است. شاید سخت باشد اما ترس جمهوری اسلامی گواهی است بر موثر بودن
آن.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://greenpath.blogfa.com/post-178.aspx&quot;&gt;این مطلب&lt;/a&gt; هم در خصوص انتخابات مطلب جالبی است.&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 150%;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sun, 17 Feb 2008 21:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همبستگی با دانشجویان در بند</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;چندي پيش آقاي خامنه اي به يزد سفر كردند و حضور ايشان همراه بود با استقبال ميليوني مردم. جاي بسي خرسندي است كه مردم ما تا اين اندازه علاقه مند به نظام و ولايت فقيه هستند و علاقه خود را با حضور در انتخابات، حضور در راهپيمايي ها، در نماز جمعه و در همه چيز و همه جا نشان مي دهند. اما اين سوال مطرح است كه حكومتي با اين همه طرفدار و با اين پشتوانه حمايت ميليوني كه در سايه مستقيم نظرات ولي عصر اداره مي شود چگونه اعتراض چند جوان دانشجو، چند كارگر، چند معلم و يا چند فعال حوزه زنان را بر نمي تابد؟ آيا همين عده قليل قادرند نظام مقدس جمهوري اسلامي را سرنگون سازند؟ حكومتي كه ايدئولوژي خود را بهترين و بي مانندترين ايدئولوژي تاريخ بشريت مي داند از افكار مخالف چند جوان مي ترسد؟ دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را؟ قدري عميق تر كه بيانديشيم نه تنها اين دو موضوع را در تعارض با هم نمي بينيم و به عكس هر دو را موئيد يك امر بايد دانست. هر قدر نظامي بيشتر نگران سقوط خود باشد بيشتر سركوب مي كند، بيشتر نمايش حضور مردم و حمايت آنها را ترتيب مي دهد و بيشتر بر قدرتهاي جهاني پيروز مي شود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;جنبش دانشجويي در ايران به واسطه اينكه از تمام اقشار و افكار و مناطق ايران نماينده هايي دارد و از سوي ديگر به لحاظ پيشرو بودن دانشگاه و دانشجويان در همه عرصه ها و عدم وابستگي دانشجويان به جريان هاي سياسي به دلايل مادي و معيشتي، جريان مستقلي بوده است كه صداي كل جامعه ايران را در مقياسي كوچكتر مي توان در آن يافت. از آنجايي كه ايران تا كنون حزب در مفهوم واقعي آنرا تجربه نكرده است جنبش دانشجويي اين وظيفه را بر دوش كشيده است و چشم اميد يك ملت به جنبش دانشجويي دوخته شده است (كه البته توقعي بيش از ظرفيت اين جريان است) اما به لحاظ سهيم نبودن در قدرت دانشجويان ما همواره در معرض شديدترين حملات حكومت بوده اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمي دانم از ماجراي كوي دانشگاه بگويم كه قلب رهبر را جريحه دار مي كند و در عوض همه عاملان آن تبرئه شدند و يا از تبرئه شدن دوستان پلي تكنيكي بگويم كه بيش از چهل روز است تبرئه شده اند و هنوز آزاد نشده اند. از دانشجوياني بگويم كه به مناسبت روز دانشجو دستگير شده اند و يا از محمدي كه در زندان جاناز احمد باطبي كه براي بالابردن پيراهن خوني دوستش سالهاست كه تاوان مي دهد. اي كاش ماجرا به همين جا ختم مي شد. حكومتي كه داعيه دفاع از حقوق مردم فلسطين را دارد، تاب اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران به وضعيت غذا و قطع گاز خوابگاه را نيز نمي آورد و ديروز خبر بازداشت تني چند از دوستان دانشجويمان را شنيديم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;  &lt;A href=&quot;http://10bahman.blogfa.com/&quot;&gt;http://10bahman.blogfa.com/&lt;/A&gt;      &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://byfiles.storage.live.com/y1pfI4b8ey7t-8LeTRIVekQk1HZM6zwSKG4HmcO9LCQW5GcgGsvbOsXhr8jXhxt_z4FsUrLAbCl8hM&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز 10 بهمن،به دعوت سایت &lt;A href=&quot;http://10bahman.blogfa.com/&quot;&gt;۱۰ بهمن&lt;/A&gt; در یک حرکت زیبا دوستان زيادي در حمايت از دانشجويان دربند نوشتند. اين نوشته كوتاه هم تنها نشاني بود از حداقل كاري كه مي توانيم در حمايت از دوستان ناديده و ناشناخته خود انجام دهيم. مهم نيست با آنها هم عقيده باشيم و يا نباشيم. آنچه مهم است اين است كه بدانند تنها نيستنند و لااقل براي دفاع از آزادي خودمان اجازه نمي دهيم آزادي ديگري تنها به دليل داشتن عقيده اي متفاوت با عقيده حاكمان جمهوري اسلامي صلب شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اسامی برخی از دانشجویان دربند:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;احمد قصابان ( پلی تکنیک )&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مجید توکلی ( پلی تکنیک )&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;احسان منصوری ( پلی تکنیک )&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://daneshesorkh.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;سعید حبیبی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;نادر احسنی( دانشگاه مازندران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.faaryaad.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;نسیم سلطان بیگی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt; (دانشکده ارتباطات٬ علامه) &lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سعید آقام علی (دانشگاه یزد)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://navaney.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;علی کلایی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt; (دانشگاه آزاد واحد شهریار)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.shabesiyah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;امیر مهرزاد&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt; ( دانش آموز)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;هادی سالاری (دانشگاه رجایی)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;امیر آقایی (دانشگاه رجایی)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.apis.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;کیوان امیری الیاسی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;  (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;فرشاد دوستی پور&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سهراب کریمی &lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;جواد علی زاده&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;محمدصالح ایومن &lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.potck.blogfa.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000099 size=2&gt;روزبهان امیری&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt; (علوم کامپیوتر٬ تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سعید آقاخانی &lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مجید اشرف نژاد&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;عابد توانچه (پلی تکنیک)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سروش دشتستانی&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;امین قضائی&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مرتضی خدمتلو&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;بهزاد باقری( دانشگاه تهران)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;سروش ثابت (دانشگاه شریف)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=2&gt;مصطفی شیروانی&lt;/FONT&gt; 
&lt;LI&gt;محمد زراعتی (دانشگاه فردوسی مشهد) 
&lt;LI&gt;فرزاد حسن زاده (دانشگاه فردوسی مشهد) 
&lt;LI&gt;مرتضی باقری ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;پیمان برارنیا ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;احمد مرادی ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;ارشیا هاشمی ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;ایلناز آذری ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;یاسر مندی ( دانشگاه آمل ) 
&lt;LI&gt;زهره سالاری ( دانشگاه آمل )&lt;/LI&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 15:22:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در جستجوی معصومیت از دست رفته</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;وقتي كه بچه بوديم دنيا جور ديگري بود. دنيا كه نه، ما جور ديگري بوديم. بزرگ تر ها حكم خدا را داشتند. همه حرفهايشان درست بود. همه چيز را مي دانستند. همه كار مي توانستند بكنند. هر كاري که دلشان مي خواست. قوي بودند. بزرگ بودند. يادم هست كه هميشه دوست داشتيم بزرگ شويم. هر وقت سنمان را مي پرسيدند يك سال اضافه تر مي گفتيم. اما نمي دانم... نمي دانم چطور شد كه وقتي ما بزرگ شديم مثل آنها نشديم. شايد هم هنوز بزرگ نشده ايم. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;وقتي بچه اي بازي مي كند، وقتي بدو بدو مي كند، وقتي با آهنگي مي رقصد، وقتي كارتون نگاه مي كند، وقتي اسباب بازي كه مي خواسته مي خرد، لذت و شادي واقعي را در چشمانش مي بيني. وقتي كه مي خوابد آرامش واقعي را در چشمانش مي بيني. كسي نيست كه بچه ها را دوست نداشته باشد. كسي نيست كه از بغل كردن كودكي لذت نبرد. كودك معصوم است. عجيب است كه اين همه انسان معصوم در كنار خود مي بينيم و برتري آنها را نيز مي بينيم ولي چيزي از كودكان ياد نمي گيريم. ما كه از بهشت آمده ايم به دنبال راه رسيدن به بهشت هستيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG id=ncode_imageresizer_container_3 style=&quot;WIDTH: 549px; HEIGHT: 491px&quot; height=512 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.see.ed.ac.uk/~s0234000/images/photo/babies/MaChun_BabySleepSmall.jpg&quot; width=640 onload=NcodeImageResizer.createOn(this); border=0 originalHeight=&quot;641&quot; originalWidth=&quot;800&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;يك بچه وقتي بازي مي كند فقط به خاطر بازي است كه بازي مي كند. به خاطر لذت از همان كار است. نه به خاطر پول. نه به خاطر ترس. نه به خاطر تقدير و نه افتخار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;كودك وقتي بازي مي كند فقط به بازي فكر مي كند. اگر صدايش كني شايد نشنود. هيچ وقت كار نمي كند. كارش بازي كردن است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;كودك در اكنون زندگي مي كند. هيچ وقت نگران فردا نيست. اگر بخواهند آمپول بزنند داد و فرياد مي كند اما نه از يك روز قبل. وقتي كه تمام شد ديگر تمام شد. فردايش عزا دار نيست. كودك فقط فكر الان است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از تكرار خسته نمي شود. يك آهنگ را هزار بار هم گوش بدهد باز هم دوستش دارد. يك غذا را هميشه هم كه بخورد دوستش دارد. هر روز هم كه فوتبال بازي كند خسته نمي شود. 100 بار هم كه دالي بازي كني باز هم مي خندد. هميشه چيز تازه اي در آن كار مي بيند. جواب را از قبل نمي داند. اما چرا براي ما حتي تكراري شدن چيزهايي كه دوستشان داريم هم خسته كننده است؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;كودك دقيق است. همه چيز را مي بيند. با گل فرش، با يك تكه چوب، با يك تكه نخ و با هر چيزي سرگرم مي شود. همه چيز برايش جالب است. حتي مدفوع. مي خواهد همه چيز را بيازمايد. خيلي زود تر از من و شما همان حجم از مطالب را مي آموزد. اگر نمي تواند انتگرال بگيرد فقط به خاطر اين است كه نمي داند منظور ما از انتگرال چيست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;وقتي كه بچه بوديم دنيا جور ديگري بود. دنيا كه نه، ما جور ديگري بوديم...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jan 2008 14:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمی دانم.</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;الان كه رفتم وبلاگ حاج محمود (فرياد سبز) و ديدم كه ديگه نمي خواهد بنويسه خيلی دلگير شدم. حس مي كنم يه جورايي به پست كذايي بنده هم مربوط مي شه. حالا اينكه چرا من اينجا پست مي نويسم و آنجا دعوا مي شه خودش حكايتيه.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در مورد پست قبلي دوستان همه گفتند كه تند رفته ام. خودم هم قبول دارم. با اين وجود هنوز هم معتقدم كه جمكران چيزي جز خرافه نيست. هنوز هم معتقدم كه از ماجراي عاشوا بي اندازه سو استفاده شده و حكومت فعلي ايران بخش عظيمي از حاكميتش را مديون همين موضوع است. هنوز هم معتقدم اينكه خدا را رها كرده ايم و از ديگري تقاضاي شفا و شفاعت و... داريم به يك معني شرك است. هنوز هم معتقدم به دلايل سياسي است كه امام حسين اينقدر مهم شده، چرا كه اگر همه ائمه معصومند چه دليلي دارد يكي از ديگري مهم تر باشد. هنوز هم معتقدم اينجوري گنبد و بارگاه درست كردن براي امام ها و دست كشيدن به ضريح و... بت پرستيه (هر چند كه مصداق بت پرستي را بيشتر ذهني مي دانم تا عيني). هنوز هم فكر مي كنم كار بي معني و نشدني است اگر بخواهيم مبناي اعتقاداتمان را بر اساس تاريخ قرار دهيم، تاريخي كه 1400 سال از آن مي گذرد. به عينه مي بينم چطور اتفاقي كه هفته پيش افتاده (مثلا ماجراي ناو آمريكا و قايق هاي تندرو سپاه) با ۲ فیلم مختلف و دو روایت متناقض روایت می شه. اما...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما با همه اينها فكر مي كنم بهتره كاري به عقايد ديگران نداشته باشيم. موضوعي كه چند تا از دوستان هم اشاره كردند. بگذاريم بت پرست عقيده خودش را داشته باشد، مسلمان عقيده خودش، بهايي و كليمي و زرتشتي و كمونيست و... هم همينطور. هر چند كه اينجا يه وبلاگ است و خواننده چنداني هم نداره و من فقط و فقط عقيده خودم را ابراز كرده ام البته با زباني نسبتا تند. نه ديگران را به راه راست هدايت كردم، نه كسي را به جرم ارتداد و بت پرستي اعدام كردم. نه كسي را به جرم بهايي بودن از تحصيل و كار محروم كردم و نه گشت ارشاد انداختم و زن و بچه مردم را به جرم بستن چفيه دستگير كردم و نه حتی عقیده ام را صبح و شب از بلندگوی مسجد و تلوزیون و رادیو تبلیغ کرده ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اي كاش ديگران هم با ما همين گونه رفتار مي كردند. دوستي كه براي بنده كامنت پرمهري گذاشته و من را آشغال خطاب كرده اميدوارم بتواند لحظه اي درك كند كه دختري كه روسريش عقب رفته و عزيزان مخلص او را امر به معروف مي كنند چه حسي دارد و چرا با تنفر به هر عزیز بسیجی نگاه می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;متاسفانه اين دوستان خود را آنچنان بر صراط مستقيم مي دانند و خود را تجلي خداوند بر روي زمين مي دانند كه لحظه اي به اين فكر نمي كنند كه شايد ديگران هم حقي دارند. نوشتن يك پست وبلاگي كجا و اعدام و سنگسار و... كجا. شنيده ام كساني كه مرحوم فروهر و همسرش را كشتند روزه بودند و با نام خدا و یا زهرا انسانی را تکه تکه کرده اند. فروهري كه نمازش در زندان ترك نشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تقدس را بايد زدود. مقدس چيزي است كه نمي شود و نبايد در مورد آن فكر كرد. نبايد در مورد آن شك كرد. بايد عشق و يقين و ايمان كامل به آن داشت. اين يعني نقطه شروع اشتباه. نقطه شروع انحراف. هر چيزي كه احساس مي كنيم مقدس است را بايد بيشتر در موردش فكر كنيم و شك كنيم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی دانم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;وقتي در مورد خداوند فكر مي كنم، مي بينم كه به فرض كه تمام دنيا بدون وجود خداوند امكان وجود داشته باشد، اما پيچيدگي انسان بسيار بسيار بيش از آن است كه بدون وجود مخلوقي بسيار با شعور به وجود بيايد. بگذريم از رابطه قلبي كه با خداوند دارم و اينكه همواره در سختي ها مرا نجات داده است. و در هر كاري او را ناظر خود مي دانم و سعي مي كنم به بنده ديگرش آزاري نرسانم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما طريق خداشناسي را در اسلام و در شيعه و در مسيحيت و... نمي بينم. پرسشها برايم بسيارند. در باب فقه و طريق حوزوي كه اصلا برايم بي ارزش بودن و غلط بودنش اظهر من الشمس است. در مورد شيعه اينكه چطور هيچ اشاره اي حتي به نام علي در قرآن نشده است. اينكه چگونه است كه امامت از پدر به پسر منتقل شده است و موروثي بوده است. چگونه است كه 3 تن از ائمه حتي نتوانسته همسري مناسب اختيار كنند و توسط همسر خود مسموم شده اند. چگونه علي به جنگ عايشه مي رود؟ چگونه در يك روز 700 نفر يهودي را سر مي برد (اين هم البته ماجراي تاريخي است و نمي دانم). در مورد اسلام و نص صريح قرآن پرسش بسيار دارم. چگونه ممكن است خداوند حقوق زن و مرد را مساوي قرار ندهد؟ چگونه ممكن است ديني براي همه زمانها باشد و برده داري را نفي و ممنوع نكره باشد؟ چگونه است كه خداوند دستور قتل مشركين و كفار را مي دهد؟ روابط زن و مرد چرا اينقدر در تضاد است با عقل و فطرت آدمي. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;متاسفانه به استناد همين آيات است كه ابن ملجم علي را مي كشد، در سيستان دست و پا قطع مي كنند، در عراق بمب منفجر مي كنند و هزاران مسلمان تندرو ديگر كه اخبار بمب گذاري و جنايت هايشان را هر روز مي شنويم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر بخواهم به طريق ابراهيم عمل كنم بايد هر چه علم و كتل است را بشكنم و نابود كنم. اما سر يك پست وبلاگي الكي پشيمان مي شوم و مي بينم مثل ابراهيم بت شكستن و مثل حسين شمشير كشيدن راه به جايي نمي برد ولو كه حرفم حق باشد. اگر هم بخواهم به حرف عقلم گوش كنم مي مانم كه پس دين اين وسط چه كاره است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمي دانم. شما بگوييد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jan 2008 10:45:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بت پرستی با طعم قیمه و قرمه سبزی</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ماجراي بت شكني ابراهيم را همه در كتابهاي ديني دبستان خوانده ايم و شنيده ايم. ابراهيم به مردم مي گويد كه چرا بت هايي كه خودتان ساخته ايد را مي پرستيد. ماجرا ظاهرا ساده بود ولي من نمي تواستم بفهمم يعني چه. مگر مي شود كه كسي مجسمه اي را خلق كند و آنرا بپرستد؟ چقدر بايد بي عقل و بي شعور باشد؟ &lt;BR&gt;جواب را در فيلم محمد رسول الله يافتم. در جايي مي گويند: &quot;كه ما بت را نمي پرستيم. روحي كه درون بت است را مي پرستيم. بت نشانه اي است از خداوند.&quot;&lt;BR&gt;موسي با چه زحمتي مردم را از بت پرستي باز مي دارد. يك هفته قومش را ترك مي كند و بر ميگردد و قومش را گوساله پرست مي يابد.&lt;BR&gt;كاري به راست و دروغ اين داستان ها ندارم. چيزي كه مسلم است اين است كه بت پرستي هميشه و هميشه وجود داشته است. تاريخ دائما تكرار مي شود. يك هفته كجا، 1400 سال كجا؟ تعارف نداريم. بت پرستي نوين است. اگر صدايت در بيايد مي خواهند تو را زنده زنده در آتش بسوزانند. توهين به مقدسات! محاربه با خدا! توهين به ائمه معصومين!&lt;BR&gt;بت هايي ساخته اند به مراتب بزرگ تر از هبل و عذا.  بت هايي كه هر روز از زمين سبز مي شوند و سربر مي آورند. قله كوه هم كه مي روي يك امام زاده ساخته اند. هر سال بزرگ تر و مجهز تر. با قدرت شفادهندگي بيشتر! &lt;BR&gt;زمان ابراهيم هم همينطور بود. هر قومي بت خود را داشت. هر كشوري بايد حداقل يكي دو امام داشته باشد. هر شهري بايد حداقل چند امام زاده داشته باشد. هر محله اي بايد مسجد و حسينيه خود را داشته باشد. هر كوچه اي بايد حداقل يك سقا خانه داشته باشد. اگر عراق از قبل اين بت ها اين همه درآمد دارد، اگر عربستان دارد، اگر سوريه دارد، چرا ما نداشته باشيم؟؟ امام رضا تا امروز عملكردش بد نبوده! بايد تجهيز شود. چند برابر بزرگش مي كنيم. ولي راهش كمي دور است. يكي نزديك تهران مي خواهيم. زياد نيستند كساني كه به قبر خميني بيايند. پس يك مقدس تر مي خواهيم. چطور است امام زمان را نزديك تهران در چاه مي كنيم. جمكران مي سازيم. مبارك باشد. يك چاه ديگر هم مي زنيم و زنانه و مردانه اش مي كنيم. خوبيش اين است كه چون ظهور نكرده در هر جاي ديگري هم مي تواند شعبه بزند. با همان قدرت حاجت دهندگي!&lt;BR&gt;حسين اما ماجرايش جالب تر است. هيجان انگيزتر و هاليوودي تر است. جنگ دارد. بكش بكش. شمشيربازي. تيراندازي. آدم خوبه و آدم بده. دراماتيك هم هست.غمگين. فردين بازي هم دارد. پرتابل هم هست. كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا. قشنگ 2 ماه جواب مي دهد. آهنگ تكنو مي گذاري و چراغها را خاموش مي كني و سينه مي زني و شور مي گيري. به به! چه حالي مي دهد! هر كس سينه بزند جايزه هم مي گيرد: قيمه و قرمه سبزي در اين دنيا و شفاعت آخرت در آن دنيا.آخرش هم توصيه هاي ايمني را مي كني و ياعلي مدد! اما نكند سرمان كلاه برود. يك امتحان سخت هم مي خواهد. آزمون اثربخشي برگزار مي كنيم. هر كس اشكش درآمد قبول است. امام حسين شخصا برايش &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Recommendation&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;  مي نويسد و خداوند مستقيما وارد بهشت مي كندش. هر كس اشك نريخت قلبش سنگ شده است. در گناه غرق شده است. بايد سريعا به آخوند محله مراجعه نمايد و درمان شود. مردود!&lt;BR&gt;اگر اشك ريختي و خمس و ذكات و سهم امام دادي ديپلم، اگر قمه زدي و خون از سرت ريخت فوق ديپلم، اگر به عشق حسين رفتي روي مين ليسانس، اگر بمب بستي به خودت و چند نفر را كشتي فوق ليسانس و اگر حكم اعدام پسرت را &quot;ابراهيم وار&quot; صادر كردي و &quot;حسين وار&quot; هزار نفر، هزار نفر كفار و منافقين را اعدام كردي دكترا. مبارك باشد!&lt;BR&gt;و يك روز عاقبت ....  اين سناريو دراز مدت جواب داد و خوب هم جواب داد. روضه خوان ها پادشاه شدند و بت بزرگ گفت: ما هر چه داريم از اين محرم و صفر است. &lt;BR&gt;حكايت همچنان باقي است... ابراهيمي بايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 11:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبرئه احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان مبارک باشه!</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;وقتی &lt;a title=&quot;تبرئه احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://fr33web.fr33webhost.com/?__proxy_url=aHR0cDovL25ld3MuZ29veWEuY29tL3BvbGl0aWNzL2FyY2hpdmVzLzIwMDcvMTIvMDY2MTI0LnBocA==&quot;&gt;خبر&lt;/a&gt; را به مادرم گفتم بی
اختیار اشک توی چشمام جمع شد. &lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 11pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هم از خوشحالی و هم به خاطر آن همه رنجی که این بچه
ها تحمل کردند. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;اینقدر خوشحالم که نمی دونم چی بگم. بچه های پلی
تکنیک را بالاخره تبرئه کردند. با اینکه از نزدیک نمی شناسمشان ولی انگار برادرم
را آزاد کردند. خدا را شکر. بالاخره فشارهای بچه ها نتیجه داد. باز هم دم بچه ها
گرم که تو این فضای یخ بسته، 16 آذر &lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 11pt; line-height: 115%;&quot;&gt;یه تکونی&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; خوردند. این نشان می دهد که چقدر
فشارها می تونه موثر باشه. ای کاش یه فکری هم برای عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار،
جلوه جواهری، مریم حسین خواه و... بکنیم. قبل از اینکه خیلی دیر بشه.&lt;/font&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;




</description>
<pubDate>Wed, 19 Dec 2007 18:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> Ctrl+Alt+Del بايد گرفت...</title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;با &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اولين مورد برخورد مي كني (اعم از مرد، زن، كرد، ترك، دانشجو، كاسب، حزب اللهي، آمريكايي، فلسطيني و...). برداشتي از آن در ذهنت شكل مي گيرد. با دومي برخورد مي كني و برداشتت را امتحان مي كني. اگر درست بود نظريه ات قطعي تر مي شود. اگر با مورد سوم هم درست جواب داد، قطعي قطعي است. ديگر فرمولي ساخته اي كه با آن همه مردها، زنها، تركها، كردها، حزب اللهي ها، آمريكايي ها، فلسطيني ها را مي شناسي. ديگر به خودت زحمت فكر كردن و از نو شناختن نمي دهي. از قبل نتيجه را مي داني. كار راحت شده است اما مغز تعطيل!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نتيجه گيري كرده اي كه همه معاملات ملكي ها آدمهاي پدرسوخته اي هستند، پس از قبل حواست هست كه سرت كلاه نگذارند. وقتي تو گارد مي گيري، او هم فكر مي كند بايد حمله كند. بايد سرت كلاه بگذارد. او هم نتيجه مي گيرد كه قاعده اش اين است. لابد اگر سرت كلاه نگذارد سر خودش كلاه مي رود. به اين ترتيب هم نظر تو در مورد اينكه معاملات ملكي ها آدمهاي شارلاتاني هستند تائيد شد و هم او ياد مي گيرد كه بايد اينگونه باشد تا يك معاملات ملكي واقعي باشد. به همين نحو شايد قضاوت كرده اي راجع به پدر و مادر، آمريكايي ها، مذهب، مذهبي ها، پولدارها، جنسهاي چيني، پرسپوليس، شراب و يا هر چيز ديگري. اگر باور داري كه اسلام خوب است، اگر باور داري كه اسلام بد است، اگر باور داري كه اسلام نه خوب است و نه بد، به هر حال هر روز و هر روز دلايل بيشتري براي تائيد نظريه ات خواهي يافت. مگر …&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مگر آگاهي يابي نسبت به اينكه هيچ چيز مطلق نيست. مگر آگاهي يابي كه ديدگاه ديگري هم مي تواند وجود داشته باشد. مگر مرور كني با خودت كه اين باور از كجا آمده است و اگر خلاف اين باور را داشته باشم چه خواهد شد. مگر آگاهي يابي كه با واقعيت زندگي كردن بهتر است از در توهم زندگي كردن. گاهي…&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;شايد باورت اين است كه احمدي نژاد آدم خوبي است (نيست). يك مورد خلاف نظرت مي بيني. چند راه داري. يا مي گويي كه نيتش خير است و ايرادي ندارد (فريب كار است و قصد پنهاني دارد). يا منكر خبر مي شوي. يا به خودت مي قبولاني كه اين كار مصداق كار بد (خوب) نيست. يا نظرت را به كل عوض مي كني. يا از دنيا نا اميد مي شوي و يا مي فهمي كه هيچ چيز مطلق نيست. مطلق نگاه كردن براي راحتي كار است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهم نيست در چه گردابي گير مي افتيم. مهم اين است كه درگرداب نيفتيم. اما…&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;            &lt;IMG src=&quot;http://www.helldesk.dk/keyboard-ctrl-alt-del.jpg&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما همه ما فكر مي كنيم كه خودمان نگاه بازي داريم. خوب و بد را كنار هم مي بينيم. ديگران نمي بينند. آزمونش ساده است. اگر نظري خلاف نظرت بشنوي چه حالي پيدا مي كني؟ عصباني مي شوي؟ اگر كسي به عقايد مذهبيت بي احترامي كند آتش مي گيري؟ و يا مثلا اگر كسي پس از 28 سال طرفداري جمهوري اسلامي را بكند داغ مي كني؟ آيا فحش مي دهي؟ آيا آتش مي زني سفارتش را؟ آيا سعي مي كني به هر ترتيب كه شده او را عصباني كني؟ آيا سعي مي كني به هر كلكي كه هست او را به راه خود (راه راست)بياوري؟ با محبت؟ با دعوا؟ با توهين؟ با دستگيري؟ با اعدام؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تو خود اسير گردابي و مي خواهي ديگري را از گرداب در آوري؟ اما …&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;             &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;                   &lt;A href=&quot;http://www.tinypic.com/view/?pic=dzyr90&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 392px; HEIGHT: 334px&quot; height=368 alt=&quot;Hosted by Tinypic.com&quot; src=&quot;http://tinypic.com/dzyr8z&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما، با هزار شيوه رندانه خود را فريب مي دهيم. بالاخره ياد مي گيري كه فحش و بد و بيراه فايده اي ندارد. مي روي سراغ كتاب خواندن، هزار و يك دليل جمع مي كني در اثبات عقيده ات. نه براي دانستن كه به قصد رو كم كني. بعد از آن مي گردي دنبال يك نفر براي بحث تا او را مغلوب كني. ريشه همه مشكلات دنيا را از عدم اعتقاد به اين يك باور مي داني. از خدا مي خواهي يك نفر پيدا شود تا حالش را بگيري. تا دنيا را اصلاح كني. ته دلت قند آب مي شود وقتي ذره اي تسليم مي شود. تمام عمر را در رنج و تنش و ناراحتي مي گذارني براي اثبات مدعايت. خودت هم مي فهمي كه احمقانه است ولي دلت نمي آيد بازگردي. هدفت را مقدس و مقدس تر مي كني. دفاع از آرمان، حفظ استقلال، گسترش عدالت، دفاع از ناموس، دفاع از ارزشها، سرنگوني حكومت ديكتاتور، دفاع از حقوق كودكان. هر قدر بيشتر رنج بكشي بيشتر لذت مي بري. هر قدر عجيب تر باشي مقدس تري، متفاوت تري، فهميده تري، با تقوي تري، قوي تري، برتري. با خودت مي گويي بيشتر مردم نمي فهمند. بيشتر مردم جرات جنگيدن را ندارند. بيشتر مردم …. هر روز به خودت نارنجك مي بندي و زير تانك مي روي. در جنگ جبهه حق وجود ندارد. حقيقت را در بي طرفي و آرامش بايد جست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 15:14:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوق زدن ممنوع؟ </title>
<link>http://ghormeh.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در خیابان کسی پشت سرت بوق می زند. عصبانی می شوی. ممکن است زیر لب بگویی : &quot; ای زهر مار&quot;، شاید بلند تر بگویی: &quot; مگه کوری؟ نمی بینی جلوم بسته است؟&quot;، یا شاید: &quot;درد بی درمون، تا چشمشون به یه زن می افته هی بوق می زنند&quot; و یا &quot;چقدر مردم نفهمند؟ یه آدم حسابی تو این مملکت پیدا نمی شه&quot; و یا شاید محل نمی گذاری، آرام تر می روی، اگر جلو زد نور بالا می اندازی توی چشمش. یا شاید &quot;اخ اخ . وانتی . بیا برو. بیا برو&quot; و...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;لحظه ای تامل کنیم. چه اتفاقی دارد می افتد؟&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;                                       &lt;IMG src=&quot;http://www.chandigarhtrafficpolice.org/trafficsigns/gif/prohibitirysigns/horn_prohibited.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; مگه کوری؟ نمی بینی جلوم بسته است؟&quot;. در درونت احساس کرده ای که او با یک بوق توانایی تو را نادیده گرفته است. فکر می کند می تواند رد بشود ولی تو نمی توانی. یعنی تو ضعیفی. اما تو از ضعف می ترسی. آنرا مخفی کرده ای. همیشه به خودت گفته ای &quot;من ضعیف نیستم&quot; تا از یاد ببری ناتوانیت را. اما او با یک بوق، با فشار دادن یک دکمه، ناتوانیت را به تو یادآوری می کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;او بوق می زند. هیچ چیزی نمی گوید. اما تو فکر می کنی که چون زن هستی بوق می زند. &quot;رانندگی زنها بد نیست&quot;. &quot;زنها ضعیف نیستند&quot;. اینها را بارها به خودت گفته ای ولی باور نکرده ای. حرف خودت را قبول نداری. دلت می خواهد این حرف را دیگران بگویند. مستقیم و یا در رفتارشان. یک بوق، ضعفی که درونت احساس می کنی را یادآوری می کند. حس می کنی : من خوب نیستم. یک لحظه یادت می رود که به خودت تلقین کنی : من خوب هستم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;او بوق می زند. تو می گویی: &quot;چقدر مردم نفهمند؟ یه آدم حسابی تو این مملکت پیدا نمی شه&quot;. تو احساس تنهایی می کنی. دوست داری فکر کنی، چون آدم خاصی هستی، کسی تو را درک نمی کند. با دیگران تفاوت داری. نه به این دلیل که ایرادی داری، بلکه چون دیگران ایراد دارند. خودت از تنهایی ناراحتی. دروغ خودت را نمی توانی باور کنی. به دنبال دلیل می گردی تا بتوانی دروغ خودت را بور کنی. شاهد از غیب می رسد. یک بوق هم می تواند دلیل خوبی باشد برای اینکه تنهاییت را تسکین دهی. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; فکر می کنه ماکسیما داره خیابون را خریده&quot;. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;درد بی پولیت را تسکین می دهی: دلیلی پیدا کرده ای که پولدارها خودخواه، عوضی و بی مبالات &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هستند و می خواهی اثبات کنی : پیکان + انسان فرهیخته &gt; ماکسیما + آدم نادان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;او بوق می زند. می خواهی عصبانی شوی اما این حرفها را شنیده ای. می دانی که عصبانی شدن یعنی ضعف. قبلا زیاد حرف زور شنیده ای. دیگر نمی خواهی زیر بار زور بروی. می خواهی ظالم را به سزای اعمالش برسانی. محل نمی گذاری. به خودت می گویی ببین چقدر قوی هستم. او باز بوق می زند. می ترسی که مبادا دعوا شود یا تصادف. می گذاری برود. ظالم زورگو را بخشیده ای. در دلت به خودت تبریک می گویی برای این همه بخشندگی. اما نکند که او منظور تو را متوجه نشده باشد. نکند که او فکر کرد تو ترسیده ای. نور بالا می اندازی توی چشمش. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;او بوق می زند. ناراحت می شوی. دلت می خواهد حالش را بگیری. دلت می خواهد عصایی را برداری و به خدمتش برسی. اما ممکن است کتک بخوری. ممکن است از پشت بزند به ماشینت. می گویی : &quot;اخ اخ . وانتی . بیا برو. بیا برو&quot;. به خودت جایزه می دهی: 10 امتیاز برای بخشندگی، 10 امتیاز برای عصبانی نشدن، 10 امتیاز برای این فهم و شعور، 10 امتیاز برای پرهیز از درگیری. فکر می کنی تسکین یافته ای اما یک دفعه و بی دلیل یاد رئیست می افتی. ته ذهنت می گذرد &quot;وانتی با آن سطح شعور پایینش، زور گفت و من کوتاه آمدم. رئیسم هم زور گفت و کوتاه آمدم ...&quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما آیا ایراد از کسی است که بوق می زند؟ از دیدگاه حقوقی، شاید. اما از دیدگاه فردی، ایراد از ماست. دکمه عصبانی شدن، ناراحت شدن، دلگیر شدن، حتی خوشحال شدن و به طور کلی احساسات ما، دست دیگران است. دکمه را از دست آنها باید گرفت. تا زمانی که احساس ضعف خود را بهبود نبخشیم، هر چیز کوچکی دکمه احساسات ما را فشار می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Nov 2007 22:30:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghormeh&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>ghormeh</dc:creator>
<guid>http://ghormeh.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
