دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
انتخابات، از آمریکا تا ایران و از شرکت تا تحریم
این
روزها به موازات بررسی صلاحیت نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در ایالات متحده بحث
انتخاب کاندیداهای ریاست جمهوری در جریان است. خالی از فایده نخواهد بود تا مقایسه
ای میان این دو انتخابات داشته باشیم.
پس
از انتخاب ریاست جمهوری احمدی نژاد، وزارت کشور فیلمی را منتشر نمود که به مصاحبه
با کاندیداهای ریاست جمهوری که رد صلاحیت شده بودند می پرداخت. دهقان و قالی باف و
روستایی که روزگاری جمهوری اسلامی داعیه دفاع از آنها را داشت توسط خبرنگاران دوره
شده و مورد تمسخر قرار می گرفتند. بدیهی است که هدف وزارت کشور از انتشار این فیلم
تهیه برنامه کمدی نبود و تنها به دنبال آن بود تا نشان دهد در صورتی که تائید
صلاحیت کاندیداها توسط ایشان صورت نگیرد چه افراد بی صلاحیتی به صحنه انتخابات
وارد خواهند شد.
البته
شکی نیست که هر کسی صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد و حتی شرکت آنها در انتخابات
اتلاف هزینه و زمان است (بگذریم از اینکه به طریق اولی احمدی نژاد و سایر
کاندیداها نیز صلاحیت نداشتند). اما مساله این است که آیا راه دیگری جهت بررسی
صلاحیت افراد وجود ندارد؟ آیا اگر شورای نگهبان نباشد هر کسی می خواهد رئیس جمهور بشود؟
در
سایر نقاط جهان بررسی صلاحیت افراد چگونه صورت می گیرد؟
در
ایالات متحده فرد معمولا به نمایندگی از حزب خود در انتخابات شرکت می نماید. حتی
نماینده حزب توسط افراد خاصی معرفی نمی شود و پیش از انتخابات، مردم از میان چند نامزد
احتمالی کاندیدای مورد نظر خود از آن حزب را انتخاب می نمایند. علاوه بر این شرکت
در انتخابات مختص به احزاب نیست و چنانچه فردی بخواهد به صورت مستقل شرکت نماید
این امکان فراهم است مشروط بر آنکه تعداد مشخصی امضا از مردم اخذ نموده باشد. حتی چنانچه
فردی قادر نباشد این تعداد امضا را جمع کند باز هم می تواند در انتخابات شرکت
نماید مشروط بر آنکه وثیقه ای در حد بخشی از دارایی های یک فرد عادی را بسپارد که
در صورت موفقیت وی در انتخابات وثیقه مسترد خواهد شد و در غیر اینصورت جهت جبران
هزینه های انتخابات ضبط خواهد گردید.
حتی
فراتر از تائید صلاحیت ها، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با حمایت یک قشر سرمایه
دار انتخاب نمی شود. به موجب قانون انتخابات کاندیداها نمی توانند از هیچ فرد حقیق
یا حقوقی بیش از 2000 دلار کمک جهت تبلیغات انتخاباتی انتخاب نمایند. حتی قادر
نخواهند بود در برنامه تلوزیونی که با سرمایه یک شرکت خاص تهیه شده است شرکت
نمایند. نمایندگان رقیب از یک سو، مطبوعات از سوی دیگر و مسئولین برگزاری انتخابات
و قوه قضاییه ایالات متحده ضامن صحت اجرای مقررات هستند. سوای اشکالاتی که ممکن
است در انتخابات آمریکا وجود داشته باشد این شیوه در هر جای دیگر دنیا قابل پیاده
سازی است.
در سوی دیگر جهان در کشور ما انتخابات به یک کمدی – تراژدی شبیه است. بگذریم از اینکه بسیاری اساسا نمی توانند حتی در انتخابات ثبت نام نمایند و بگذریم از اینکه حتی کسانی که در دوره قبلی نماینده مجلس و یا وزیر بوده اند نیز صاحب صلاحیت نیستند. شورای نگهبان که مشخص نیست صلاحیت خود را از کجا احراز کرده است به بررسی صلاحیت نمایندگان می پردازد. سوال اصلی اینجاست که چنانچه شورای نگهبان قادر است صلاحیت یا عدم صلاحیت افراد را تائید نماید دیگر چرا انتخابات برگزار می نماید؟ چرا بهترین فرد یا افراد را خود انتخاب نمی کنند، کما اینکه در مورد رهبر مجلس خبرگان چنین می کند. مضافا چه نیازی به بررسی صلاحیت نمایندگان است زمانی که کل نمایندگان با ساعتها بررسی قانونی را تائید می نمایند و شورای نگهبان می تواند بدون هیچ توضیحی آن قانون را رد نماید و حتی لایحه بودجه را مخالف با شرع تشخیص دهد. جالب تر از این، حتی پیش از آنکه موضوعی به شور گذاشته شود رهبر جمهوری اسلامی می تواند با حکم حکومتی خود آن موضوع را اساسا از دستور خارج نماید. واقعا چه نیازی به مجلس است؟
پاسخ
این پرسش بسیار آشکار و بدیهی است. جمهوری اسلامی تنها به جهت حفظ ظاهر در صحنه
سیاست خارجی اقدام به برگزاری انتخابات می نماید. از رد صلاحیت نوه آقای خمینی تا حکم
حکومتی رهبر در مورد قانون مطبوعات نشان می دهد که کار جمهوری اسلامی از تعارف با
مردم ایران گذشته است و هر کاری را که لازم بداند انجام می دهد و تنها دغدغه ایشان
حفظ ظاهر در خارج کشور است.
زمانی
که نمایندگان ما اساسا در لیست نمایندگان تائید صلاحیت شده و حتی رد صلاحیت شده وجود
ندارد، زمانی که حداکثر حد تحمل رژیم مجلس ششم است که در نهایت گرفتار حکم حکومتی
رهبر و فیلتر دائمی شورای نگهبان خواهد شد، زمانی که پیشاپیش نمایندگان انتخاب شده
اند و حتی تعداد شرکت کننده ها نیز از سوی وزیر کشور اعلام شده است و زمانی که جمهوری
اسلامی برای حفظ بقای خود نیازمند برگزاری نمایش انتخابات است آیا ما هم در این
نمایش شرکت خواهیم کرد؟
زمانی که می بینیم علی رغم تمام انکارها تک تک نظرات کشورهای خارجی برای جمهوری اسلامی مهم است و زمانی که فریادمان به جایی نمی رسد و حتی هاشمی رفسنجانی نیز می خواهد به خدا شکایت کند، یکی از موثر ترین استراتژیها کمک گرفتن از سازمانهای بین المللی با ارسال نامه و جمع کردن امضا جهت اعمال نظارت بین المللی برای برگزاری یک انتخابات آزاد و منصفانه است. شاید سخت باشد اما ترس جمهوری اسلامی گواهی است بر موثر بودن آن.
این مطلب هم در خصوص انتخابات مطلب جالبی است.


