تبليغاتX
قرمه سبزی
امروز 

چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386

فقه پویای شیعه !

 


صید ملخ

( مسأله 2620 ) اگر ملخ را با دست يا وسيلة ديگري زنده بگيرند ، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است  و لازم نيست كسي كه آن را مي گيرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن ؛ نام خدا را ببرد ولي اگر ملخ مرده اي در دست كافر باشد و معلوم نباشد كه آن را زنده گرفته يا نه ، اگر چه بگويد زنده گرفته ام حلال نيست . مگر اينكه يقين حاصل شود يا دو شاهد عادل شهادت دهند كه راست مي گويد .

( مسأله 2621 ) خوردن ملخي كه بال درنياورده و نمي تواند پرواز كند حرام است . 

لینک مطلب (در انتهای صفحه ببینید)

نوشته شده توسط من در 17:5 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم آبان 1386

مساله این است، پولیتزر یا صلح نوبل؟

انگشتانم روی کیبورد می لرزد وقتی همین چند خط را می نگارم. چیزی گلویم را می فشارد. جوان تر از من است و در چشمهایش شور زندگی موج می زند. جرمش تنها نگارش چند سطر، به مراتب نرم تر و ملایم تر از نوشته های من است و مجازاتش اعدام. 

                                         

«عدنان حسن پور» روزنامه نگار جوانی است که با هزار امید و آرزو به قصد گذران زندگی خود و خانواده اش، کارش را با روزنامه نگاری شروع کرده بود. اهل کردستان است. کردستانی که دیرزمانی است تحت قضب و ستم دوچندان جلادان جمهوری اسلامی است. کردستانی که برای رضای خدا یک کارخانه در آن نمی بینی. کردستانی که بیکاری و تبعیض در آن بیداد می کند. کردستانی که بهانه جدایی طلبیش، مجوزی به دست جمهوری اسلامی داده تا هر جنایتی را در آن رقم بزند. از قتل دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی رهبران حزب دموکرات کردستان گرفته (به دستور مستقیم خامنه ای، رفسنجانی، فلاحیان، رضایی و ولایتی به تائید دادگاه میکونوس درباره مشارکت آنها و نیز مشارکت مستقیم احمدی نژاد در عملیات ترور در گروه پشتیبانی عملیات) تا قتل و اعدام جوانان بی گناه آن.

5 شهریور 1358 روزنامه اطلاعات در صفحه نخست خود عکسی از اعدام 9 جوان کرد به دستور صادق خلخالی منتشر کرد. این عکس همان سال برنده جایزه پولیتزر شد و تنها جایزه ای بود که صاحب آن (جهانگیر رزمی) تا سال گذشته جرات افشای هویت خود را نیافته بود. پس از اهدای جایزه و بازخوانی آن روز، خواهر دو تن از کسانی که آن روز اعدام شده اند مصاحبه ای با صدای آمریکا داشت. باورش دشوار است، اما زمانی که این زن و مادرش علت اعدام برادر و فرزندانشان را پرسیده بودند سه دلیل از خلخالی جلاد شنیدند: اول) کرد بودند. دوم) سنی بودند. سوم) دانشجو بودند.

     

امروز خلخالی، این بیمار روانی که به دستور خمینی به عنوان حاکم شرع دادگاه های انقلاب برگزیده شده بود و دستور اعدام هزاران نفر را صادر نمود به درک واصل شده است، اما اندیشه های پلیدی که اجازه چنین اعمال وحشیانه ای را می دهد؛ همچنان زنده است و بار دیگر در حال جان گرفتن. صدور بیش از 300 حکم اعدام تنها در سال جاری نگرانی از اجرای حکم اعدام در مورد دو روزنامه نگار جوان کرد، عدنان حسن پور 25 ساله و هیوا بوتیمار 29 ساله را قوت بخشیده است. دیوان عالی کشور حکم عدنان حسن پور را تائید کرده است. اما فشارهای بین المللی و رسانه ای یقینا در جلوگیری از اجرای این حکم موثر خواهد بود. همچنان که پیش از این موثر بوده است. آنها 47 روز را در اعتصاب غذا گذرانده اند، سهم من و تو چیست؟  ایران یک پولیتزر دیگر می خواهد یا یک صلح نوبل دیگر؟

نوشته شده توسط من در 1:9 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم آبان 1386

با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

قريب 100 سال از انقلاب مشروطه و حركت ملت ايران در راه تحقق دموكراسي مي گذرد. اين مسير طولاني با فرازها و فرودهاي بسياري همراه بوده است، اما همچنان دستيابي به دموكراسي به مثابه رويايي براي ايرانيان باقي مانده است. هر چند اهل نظر بارها و بارها به ريشه شكست هاي اين نهضت پرداخته اند و همچنان بحث بر سر وقايعي نظير 28 مرداد و انقلاب 57 ادامه دارد، اما بيش از آنكه از اين شكستها براي اصلاح مسير آينده بهره گيريم، يا همديگر را متهم نموده ايم و يا "دائي جان ناپلئونيسم" باعث شده تا گناه ناكامي ها را به گردن انگليس و آمريكا و روسيه بياندازيم. هر چند، ترديدي نيست كه كشورهاي خارجي در هر تحولي به دنبال كسب منافع خود هستند، اما سهم اشتباهات ما نيز در اين ميان كوچك نبوده است. چنانكه دموكراسي در ساير كشورها تحقق يافته است و نمي توان تصور كرد كه كشورهاي بيگانه تنها در ايران دخالت داشته اند. از سوي ديگر اين تصور كه ايران آمادگي دستيابي به دموكراسي را ندارد نيز به همان اندازه اشتباه است، چرا كه سابقه تاريخي طولاني وجود زيرساختهاي مدني نظير جنبش دانشجويي، جنبش زنان، حركتهاي كارگري، درصد بالاي جمعيت شهرنشين، و نيز دانشگاه، مطبوعات و... در قياس با تمام كشورهاي منطقه، نشان از آمادگي ايران براي تحقق دموكراسي دارد.

آنچه به نظر مي رسد بيش از هر چيز مورد غفلت واقع شده است پرداختن به چيستي دموكراسي و تمرين آن است. اكثر ما در عمل نشان داده ايم كه تحقق دموكراسي را به معني حل يك شبه مشكلات و پيروزي ايده و آرمان ما بر ساير ايده ها مي دانيم. نزاع بي پايان گروهاي اپوزيسيون علي رغم وجود آرمان مشترك نشان از آن دارد كه هنوز وجه اصلي دموكراسي كه پذيرفتن زندگي در كنار يكديگر و احترام به حقوق مخالفين است را نياموخته ايم. در واقع هر بار كه صحبت از اهميت احترام به حقوق مخالفين مي شود، همه ما با يادآوري مواردي كه حقوق ما نقض شده است بر اين مطلب صحه مي گذاريم، اما هرگز نمي انديشيم كه آيا خودمان منشي دموكراتيك را در رفتار خود داريم؟ خالي از فايده نخواهد بود تا با مروري بر برخي اشتباهات تاريخي جمهوري اسلامي، تاملي كنيم در اينكه آيا در صورت بروز تحولي ديگر، ما نيز به تكرار اشتباهات گذشته خواهيم پرداخت و تنها به جابجايي فاعل و مفعول بسنده خواهيم كرد و يا اساسا ظرفيت پذيرش ديگران را خواهيم داشت.

1-  در نخستین شب پیروزی انقلاب، صدای رگبار مسلسل ها بر بام ساختمان مدرسه علوی شنیده می شد. اعدام كساني كه خائنین به مردم و انقلاب خوانده مي شدند بدون هیچ محاکمه ای، با این توجیه که مثلا جنایات رئیس ساواک آشکارتر از آن است که نیاز به محاکمه داشته باشد ادامه یافت و با جنایات خلخالی دنبال شد و در نقطه اوج خود 4500 نفر از زندانیان سیاسی و عمدتا از نیروها مجاهدین خلق بدون محاکمه عادلانه ظرف تنها 45 روز تداوم يافت و تا امروز روزی نیست که خبر اعدامی را نشنویم.

این اعدام ها خشم عمیقی را در دل بازماندگان و نیز قاطبه مردم ایجاد نموده است، اما آیا پس از پایان یافتن کارنامه این رژیم باز هم حمام خون باید به راه بیافتد؟ با این توجیه که جمهوری اسلامی یک نسل را از بین برده است، آیا می توان سران و طرفداران آن را اعدام کرد؟ با محاکمه یا بدون محاکمه؟ اعدام ها تا کجا باید ادامه یابد؟ رهبر؟ رئیس جمهور؟ وزرا؟ نمایندگان مجلس؟ آیا در میان نمایندگان مجلس هیچ انسان درستکاری نمی شناسیم؟ آیا انتقام ما آتش کینه را در دل بازماندگان برنخواهد انگیخت؟ آیا می توانیم منشی به بزرگی نلسون ماندلا داشته باشیم؟ اگر کسی از عفو عمومی سخن بگوید او را به خیانت و طرفداری جمهوری اسلامی متهم نخواهیم نمود؟

2-  جمهوری اسلامی پس از آنکه قدری پایه های خود را محکم نمود تمام گروه های دیگر را سرکوب نمود و اجازه فعالیت به هیچ گروهی را نداد و ما نیز سالهاست که از این بی عدالتی گله مندیم. آیا در فردای سیاسی ایران همه اجازه شرکت در انتخابات و ابراز عقیده، داشتن روزنامه و حزب سیاسی و تبلیغ عقیده را خواهند داشت؟ آیا احمدی نژاد یا امثالهم می توانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند؟ آیا مجاهدین خلق اجازه فعالیت سیاسی خواهند داشت؟ سلطنت طلب ها چطور؟ موتلفه؟ مشارکت؟ توده ای ها و کمونیست ها؟ کموله؟

به خاطر داشته باشیم که اجازه فعالیت ندادن به هر گروهی به معنی مجوز دادن به رشد زیر زمینی و بدون منازع آن حزب می باشد.

3-  اقوام ایرانی خصوصا مرز نشین ها همواره مورد سرکوب بوده اند، آیا ما هم از نگرانی جدایی طلبی آنها را سرکوب خواهیم کرد؟

4-  در ابتدای پیروزی انقلاب، نیروهای انقلابی ثروتی نداشتند و با ساده زیستی دکانی برای عوام فریبی گشودند در عوض قشر مرفه که بخش کوچک جامعه را تشکیل می داد مورد قضب عامه مردم بود. امروز نیز بخش بزرگی از ثروتمندان را طرفداران رژیم تشکیل می دهند. آیا باز هم می خواهیم اموال مردم را مصادره نماییم؟ آیا باز هم ثروتمندان (که همیشه نسبت به درست بودن راه کسب ثروت آنها مشکوک هستیم) مورد قضب خواهند بود؟ آیا باید همه را بخشید؟ آیا باید همه را محاکمه کرد؟

5-  جمهوری اسلامی مردم را در پذیرش مذهب و مظاهر آن مورد فشار قرار داد. آیا می خواهیم به جنگ مذهب برویم؟ آیا بی حجابی اجباری خواهد بود؟ آیا بساط ماه محرم همچنان برقرار خواهد بود؟ از تسلط دوباره آخوندها نمی هراسیم؟ آیا یک بار تجربه کافی نبوده است؟ اگر امروز از دستگيري دراويش متاثر مي شويم آيا ما نيز همين كار را با پيروان مصباح يزدي تكرار خواهيم كرد؟ اگر مذهبی هستیم آیا می پذیریم که مردم در عرق فروشی ها عرقشان را بخورند و در مسجد نمازشان را بخوانند؟ آیا دوباره شیشه های عرق فروشی ها را نخواهیم شکست؟ اگر کسی چادر به سر کند و یا اگر کسی لخت بگردد کتک نمی خورد دین و فرهنگ و بچه های ما را به خطر نمی اندازد؟

به همین چند مورد بسنده می کنم و مقصود تنها تاكيدي بر  این مطلب بود که با تحقق دموکراسی دنیا بهشت - به آن مفهوم که همه چیز مطابق میل ما (ولو عقيده درست ما) باشد – نخواهد شد. دموکراسی فرآيند طولانی مدتی است که در مجموع به نتایج بهتری می انجامد هر چند كه در دوره هايي به نتايج بدتر از ديكتاتوري باشد. دموکراسی فرآیندی است که اشتباهات در آن تصحیح می شوند و تا ابد ادامه نمی یابند. حتی ممکن است باز هم احمدی نژاد و یا مصباح یزدی رئیس جمهور شود، اما فاجعه ای رخ نخواهد داد. دموکراسی یعنی برای موافق و مخالف حق حيات قائل شویم و تنها اين كار را از ديگران انتظار نداشته باشيم. از همین امروز بايد شروع كرد و نه فقط در روزی که دموکراسی برقرار خواهد شد. چرا كه تحقق دموكراسي يك شبه ميسر نمي باشد. فقط به این ترتیب خواهد بود که حقوق ما نیز حفظ خواهد شد و نظر ما محترم شمرده خواهد شد.

شاید اگر با حامیان رژیم مهربان تر باشیم و یا سران رژیم نگران وضعیت خود در پی تغییر رژیم نباشند، گذار به دموکراسی سریع تر انجام پذیرد. تنها به عنوان اشاره، پینوشه دیکتاتور شیلی پذیرفت در قبال كناره گيري از قدرت مصونیت سیاسی داشته باشد و در رفاه زندگی کند.

 تعریف دموکراسی ساده است: دموکراسی حکومت اکثریت است بر اقلیت با رعایت حقوق اقلیت. اما چرا این جمله ساده در عمل اینقدر مشکل است؟

نوشته شده توسط من در 19:56 | موضوع:
• لینک ثابت   •