تبليغاتX
قرمه سبزی
امروز 

سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386

شوخی کاملا جدی

حمله هواپیماهای آمریکایی به تاسیسات هسته ای ایران

سحرگاه امروز جنگنده های آمریکایی با ورود به حریم هوایی ایران با پرتاب بیش از 2000 بمب و موشک به بمباران تاسیسات هسته ای ایران پرداختند. در این حمله تاسیسات هسته ای غنی سازی اورانیوم در نطنز به طور کامل منهدم گردید همچنین در حمله  ای جداگانه به نیروگاه هسته ای بوشهر آسیب جدی وارد شد. به دنبال بمباران مراکز تحقیقاتی غنی سازی اورانیوم در شیان لویزان در شمال تهران، آسمان این شهر سیاه پوش شده است و احتمال نشت مواد رادیواکتیو در هوا وجود دارد که جان بیش از ده میلیون ساکن این شهر را تهدید می کند.

پرزیدنت بوش رهبر نیروهای ائتلاف ضمن تایید خبر حمله نظامی به ایران این اقدام را در چارچوب تصمیمات شورای امنیت و اقدامی به منظور جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هسته ای خواند.

رهبر ایران آیت الله علی خامنه ای طی پیامی این اقدام آمریکا را محکوم نمود و گفت که این حمله آمریکا بی پاسخ نخواهد ماند.

در پی این حمله کلیه نیروهای مسلح ایران به حال آماده باش کامل در آمده و ایران با پرتاب موشکهایی به سوی اهداف نامعلوم در منطقه کردستان عراق سعی در تخریب پایگاه های ایالات متحده داشت که خسارت چندانی به بار نیاورد. همچنین 14 هواپیماهای ایرانی که به سمت ناو هواپیمابر ویسنسنت در خلیج فارس پرواز کرده بودند با حمله موشکی منهدم شدند.

همچنین دو موشک دور برد که به سمت اسرائیل نشانه روی شده بود توسط سیستم دفاع ضد موشکی در آسمان ترکیه رهگیری و منهدم گردید.

این یک شوخی نیست. این یک هشدار است. خبری که شاید فردا نخستین خبر سایتهای خبری باشد. همین قدر اتفاقی و همین قدر غیر منتظره. اگر از این شوخی ناراحت می شوید، از رفتار دولت مردانی ناراحت شوید که سرنوشت یک ملت را به بازی گرفته اند. اگر این کابوس روزی تعبیر شود چه کسی پاسخگوست؟ آیا ملامت جمهوری اسلامی فایده ای خواهد داشت؟ همین امروز باید برای نجات ایران کاری کرد، شاید فردا دیر باشد.

هماهنگی رسانه ها در فشار به دولت جهت تعلیق غنی سازی یقینا اقدام موثری خواهد بود.

نوشته شده توسط من در 1:50 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386

تنگتر شدن دایره خودی

سخنان این هفته محمود احمدی نژاد در نفی وابستگی او به هر دسته و گروهی و حمله او به کلیه احزاب و باج گیر خواندن آنها، این بار موجب اعتراض بسیاری از احزاب، از موتلفه اسلامی تا اعتماد ملی شده است. این سخنان در کنار حمایت های بی دریغ شخص رهبری از دولت محمود احمدی نژاد نشان از تنگ تر شدن حلقه حاکمیت یا به اصطلاح دایره خودی و غیر خودی دارد.

با تنگ تر شدن دایره خودی بالتبع دایره مخالفان نظام روز به روز بزرگ تر می شود که این امر از سوی دیگر باعث نگرانی رهبر جمهوری اسلامی شده است و نامگذاری امسال به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نشانه ای از این نگرانی است.

هر چند پشت کردن به نزدیکان درجه اول رژیم در تاریخ 28 ساله جمهوری اسلامی موضوع جدیدی نیست و بیگانه خواندن قطب زاده، بنی صدر، مسعود رجوی و در نهایت آیت الله منتظری نمونه هایی از این رفتار در دوران آیت الله خمینی است. اما در دوران رهبری آیت الله علی خامنه ای این روند شتاب بیشتری گرفته است و حتی افرادی که طی سالها، وفاداری خود را به این نظام به اثبات رسانده اند امروز مورد حملات جناح وابسته به ولی فقیه قرار می گیرند. هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی، محسن رضایی، محمد خاتمی، حسن روحانی، حسین موسویان و بسیاری دیگر افرادی هستند که با در اختیار داشتن کلیدی ترین پستهای این نظام امروز مورد بی مهری ولی فقیه قرار می گیرند. حتی نهادی همچون صدا و سیما که رئیس آن مستقیما توسط شخص ولی فقیه انتخاب می شود و به طور کامل در جهت سیاستهای نظام حرکت می کند مورد اتهام قرار می گیرد.

حال این سوال اساسی مطرح است که آیا این اختلافات در حاکمیت اختلافاتی جدی است و می تواند باعث جدا شدن کامل بخشی از نیروهای وابسته از بدنه حاکمیت باشد یا تنها اختلافاتی سطحی و برای تصاحب قدرت است که با به خطر افتادن کلیت نظام این اختلافات فروکش خواهند کرد؟ آیا این دشمن پروری ها ساختگی و زمینه ساز اجرای دوباره سناریوی خاتمی است؟  آیا به دلیل تحلیل رفتن بدنه حاکمیت و خلاصه شدن مفهوم نظام در شخص ولی فقیه، اختلافات داخلی باعث فرو پاشی آن خواهد شد؟ آیا در آخرین لحظه احمدی نژاد قربانی تند رویهای رهبر خواهد شد و آیت الله خامنه ای حفظ نظام را به به حمایت از او ترجیح خواهد داد؟

اینها پرسش هایی است که آینده به آن پاسخ خواهد داد. اما با توجه به تنگ تر شدن مفهوم نظام جمهوری اسلامی لازم است تا  به جای انتقاد از بخشهای حاشیه ای رژیم و یا حمله به دولت محمود احمدی نژاد، نوک پیکان انتقادها به سوی ریشه اصلی آن یعنی ولی فقیه متوجه شود. چرا که در مسائلی نظیر پرونده هسته ای وضعیت موجود نتیجه عملکرد دولتهای پیشین تا کنون می باشد و اتهام به دولت کنونی تیر به خطا رفتن است.

نوشته شده توسط من در 16:59 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386

سیاست پشت پرده

می گوید: یازده سپتامبر کار خود آمریکایی ها بوده

می گویم: ای بابا! خود بن لادن دارد می گوید کار من بوده

می گوید: بابا تو چقدر ساده ای. خود آمریکایی ها به بن لادن پول دادند که بیاید این کار را بکند. تا بهانه داشته باشند برای حمله به افغانستان و عراق

می گویم: هیچ کس هم تو دنیا نفهمید این رو؟

می گوید: کی میگه نفهمیدند. راجر مور پس کیه؟ فارنهایت 911. خودشان فیلمش را درست کردند. البته این کار را کردند که رد گم کنند

می گویم: پس اگه کار خودشان بوده دیگه برای چی فیلمش را درست کردند؟

می گوید: خوب این کار را می کنند که بگویند مثلا اینجا دموکراسی است. آزادی بیان هست.

می گویم: یعنی نیست؟

می گوید: بابا تو کلا از سیاست چیزی سرت نمی شه ها! آمریکا و دموکراسی؟

می گویم: پس این همه آدمی که دارند علیه آمریکا تو خود آمریکا نظر می دهند چی؟

می گوید: کی علیه آمریکا نظر می دهد؟ اینها همه نمایشه

می گویم: یعنی همه کسانی که تو آمریکا هستند با هم دست به یکی کرده اند که نمایش درست کنند؟

می گوید: چقدر ساده ای واقعا! هر چی می گویند باور می کنی؟ فقط کسانی را می آورند که طرفدار خودشان هستند.

شما بگویید

نوشته شده توسط من در 2:59 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم شهریور 1386

طرز تهیه بمب نیمه هوشمند

زماني كه اخبار مربوط به حملات يازده سپتامبر منتشر شد از خود پرسيدم چطور ممكن است كسي با تخصص و دانشي در حد يك خلبان اقدام به چنين عملي كند؟

در ازاي چه چيزي ممكن است كسي حاضر به خودكشي شود؟

در واقع براي درك چنين كاري لازم نيست زياد دور برويم. هر روز شايد ما و آدمهاي دور و برمان طعمه بخشي از فرآيند خاموش كردن مغز مي شويم.

فرآيند خاموش كردن مغز  ممكن است با يك سرخوردگي شروع شود. سرخوردگي ناشي از فقر، ناشي از عدم پذيرش در جامعه، ناشي از تبعيض و… و اين حس سرخوردگي و كمبود ممكن است به احساس خشم منجر شود.

خشم و سرخوردگي احساسات را تحريك مي كند و بخشي از توان تفكر منطقي را از وي مي گيرد. اينجا نقطه مناسبي است براي يك صياد تا فرآيند خاموش كردن مغز را آغاز نمايد. اين فرآيند ممكن است به طور  كامل و يا جزئي و با مقاصد مختلف پياده سازي شود.

 

Human Bomb Class

پذيرش در جمع

جواني كه به واسطه فقر، ظاهر، نژاد و يا هر دليل ديگري نمي تواند در جامعه مورد علاقه اش حضور يابد و به نوعي طرد مي شود از سويي در پي انتقام از علت و از سوي ديگر در پي يك جمع جايگزين است. يك مسجد، يك پايگاه آموزش چريكي يا دفتر حزب نازي يك جامعه جايگزين را به او هديه مي دهد. جامعه اي كه او را جمايت مي كند، دردهاي او را مي فهمد و در عين حال ريشه دردهايش را به او معرفي مي كند.

 

معرفي ريشه دردها

ريشه فقر او را در ثروت ديگران، ريشه عقب ماندگي خاورميانه را در استعمار انگلستان، ريشه طرد شدن او از طرف دختران را در بي بند و باري سايرين، در اشغال گري صهيونيست ها، در افكار غلط شيعيان عراق، در نگاه مادي به جهان و …. معرفي مي كند. (ذكر اين موارد به معني تائيد يا رد درستي آنها نمي باشد).

 

ايجاد نفرت

حال تلاش مي شود تا خشم او را به نفرت كور تبديل كنند.

  • همه آمريكايي ها در منافع استعمار سهيمند.
  •  همه اسرائيلي ها عضو ارتش هستند.
  •  همه مسلمان ها تروريست هستند.

 

نفي هر راه ديگر

  • آلماني ها نژاد برتر هستند و بقيه را بايد از بين برد.
  • اسلام دين برتر است و ساير اديان منحرف هستند.
  • تنها شيعيان علي به بهشت مي روند.
  • تنها حماس مقاومت مي كند و فتح خائن است.
  • سرطان تنها با انرژي درماني درمان مي شود و پزشكها چيزي نمي فهمند.
  • غربي ها چيزي از معنويت نمي فهمند.
  • دخترهاي ديگه فقط دنبال پول آدم هستند.

وعده هاي بزرگ

  • محشور شدن با پيامبر و نعمات بي شمار و حوري و پري و… در ازاي زندگي بي ارزش و فاني دنيا.
  • در آمد چند ميليون دلاري با خريد 500 دلاري از گلدكوئست.
  • شكست آمريكا در يك ساعت با حملات انتحاري.
  •  برقراري حكومت الله بر روي زمين در ازاي چند شهيد.
  •  شفاي دردهاي لاعلاج . رتبه يك رقمي كنكور با شركت در كلاس.
  • ديدار با امام زمان با خواندن يك سال نماز شب.

وقتي طعمه در آتش عشق رسيدن به هدف مي سوزد وقت چسباندن نان به تنور است. بايد از هزينه صحبت كرد، هيچ چيزي رايگان به دست نمي آيد. اينجا مرحله اي است كه شايد طعمه پشيمان بشود. پس بايد از قبل تمام درها را بست.

 

 

جز اعتماد راهي نيست

  • انرژي درماني فقط براي كسي موثر است كه به آن اعتقاد كامل داشته باشد.
  • لازم نيست معني همه چيز را بفهمي. مگر دكتر مي روي دليل از او مي پرسي؟؟ دكتر را انتخاب مي كني و هر كاري بگويد انجام مي دهي.
  • شك كردن گناه است و تنها يك گناه كافي است تا تمام اعمال ثواب را مثل كبريت بسوزاند.
  • اگر مي خواهي در زندگي به جايي برسي راهي جز ريسك كردن نيست.
  • در شرايط حساس كنوني نبايد اجازه دخالت به بيگانگان داد.
  • اينها آزمايش الهي است. حتما حكمتي دارد.
  • ارتش چرا ندارد.
  • چرا اينقدر دست دست مي كني، خوب بگو دوستم نداري ديگه.

 

ضرب در منفي

  • تو سياست كه هر خبري را به اين راحتي باور نمي كنند. هر چي گفتند برعكسش كن.
  • هر قدر در اين دنيا بيشتر زجر بكشي كفاره گناهانت خواهد بود و گناهانت بيشتر بخشيده مي شود.
  • هر چقدر پولدار تر هستند بار گناهانشون سنگين تر است.
  • دارو هر چقدر كه رقيق تر بشه اثرش به همان اندازه بيشتر مي شه (هوميوپاتي)
  • مومن واقعي كسي است كه هر قدر هم شك تو دلش بياد جلويش را بگيره و نظرش عوض نشه.
  • كسي كه بيشتر بتواند جلوي نفس خودش را بگيره مقامش پيش خدا بيشتره.

 

بدو بدو دير شد

  • پيش از آنكه نظر قرباني عوض شود بايد عجله كرد.
  • هر قدر آدم جوان تر باشد و شهيد بشه پاك تره و مقامش بالاتره.
  • كنكور رقابت است. همين امروز شروع نكنيد دير است.
  • گلدكوئست را هر چقدر زودتر بخري فروختنش راحت تر است.
  • سعادت شهادت نصيب هر كسي نمي شه.
  • الان چهار تا خواستگار پولدار دارم.

 

روش كلي خاموش كردن مغز يك چيز است ولي هر روز با ظرايف و كلمات جديد. آيا براي كسي كه در اين سيكلها گرفتار مي شود راه گريزي هست؟ آيا بين فريب و واقعيت مرزي هست؟ آيا بخشي از مغز من و شما خاموش نيست؟

نوشته شده توسط من در 17:26 | موضوع:
• لینک ثابت   •